ورود
شناسه‌ی کاربری:

رمزعبور:

ورود خودکار



گذرواژه را فراموش کرده‌اید؟

عضو شوید
سنگ خون
22 کاربر آن‌لاين است (10 کاربر در حال مشاهده‌ی سایت انجمن ها)

عضو: 4
مهمان: 18

severus, elahekhezri, K-B-G, Doctor.strange, ادامه...
مطالعه‌ی گروهی
Open in new window

نام کتاب: شوالیه‌های بدنام
نویسنده: دیوید گمل
مترجم: طاهره صدیقیان

علاقه‌مندان می‌توانند تا پایان شهریور ماه، این کتاب را مطالعه نموده و در تاپیک شوالیه‌های بدنام به نقد و بررسی این کتاب بپردازند.
کتاب های دارن شان
آثار ادبی کاربران
درن‌شانی‌ها و عمومی
عنوان # آخرین ها
صندلی داغِ اعضا 164 امروز ۲۱:۱۷:۰۵
گروبيچ گريدي
ماورالطبيعه 224 امروز ۲۰:۳۴:۵۷
دختر سایه
مجله 25 امروز ۱۹:۳۹:۰۰
بیتا
U.S.A.BOX-OFFICE 54 امروز ۱۳:۰۹:۱۵
پرنسس
Death Note 20 دیروز ۲۲:۰۶:۳۵
master of puppets
مطالعه‌ی گروهی کتاب 20 دیروز ۲۱:۳۱:۳۷
گروبيچ گريدي
گفتگو با مدیران سايت 1520 دیروز ۲۱:۱۱:۰۷
بیتا
جام جهانی 2010 708 دیروز ۲۰:۴۴:۵۴
evil girl
ایفای نقش
عنوان # آخرین ها
دخمه‌ي خونين ( ليستِ انتظار ) 30 ۱۵:۰۷:۱۶ جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
دیوید پاتر
گفتگو با ناظرین آغاز داستان 158 ۱۵:۰۱:۲۶ جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
دیوید پاتر
انتظارات شما از ایفای نقش 34 ۱۴:۳۵:۲۳ جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
گروبيچ گريدي

تابلو اعلانات انجمن

* برای ارتقاء سطح کیفی کتاب‌خوانی در طرح مطالعه گروهی شرکت کنید. شما می‌توانید با ایجاد بحث‌های کاربردی در زمینه‌ی کتاب معرفی شده به درک عمیق‌تری از آثار ادبی دست یافته و در پی‌ آن به تقویت قوه‌ی تحلیل خود کمک فراوانی کنید. ما تلاش می‌کنیم این فرصت را در اختیار شما قرار دهیم پیمودن این مسیر با شماست؛ بنابراین فرصت شرکت در این طرح مفید را از خود دریغ نکنید.

* شما می‌توانید با شرکت در گروه ترجمه و با ترجمه‌ی کتاب‌های داستانی در ترجمه‌ی آثار ادبی سهیم باشید. لذا در صورتی که زمان کافی و زمینه‌ی لازم برای شرکت در این گروه را دارید می‌توانید از اینجا برای ثبت نام در گروه مترجمان سایت اقدام فرمایید.

* با توجه به اینکه در انجمن داستان‌های متعددی توسط کاربران محترم منتشر می‌شود، بر آن شدیم که گروه ویراستاران سایت را که پیش از این به طور غیر رسمی فعالیت می‌کرد به شکلی هدف‌مندتر و با اهداف برنامه‌ ریزی شده در اختیار کاربران قرار دهیم. شما می‌توانید برای عضویت در گروه ویراستاران از اینجا اقدام فرمایید.

* کاربران محترم می‌توانند برای گپ و گفتگو به چت باکس سایت مراجعه کنند.

در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان



(1) 2 3 4 ... 22 »


کتاب نهم - ندای مرموز
مدير خبر
عضو شده از:
۲۱:۰۲ جمعه ۳ اسفند ۱۳۸۶
از آسمان ها
گروه:
كاربران عضو
ناظر انجمن
مترجم ارشد
مدير انجمن
مدير فنى
پیام: 929
سطح : 27; درصد این سطح : 14
پست/روز : 130 / 653
روز/پست : 309 / 4831
آفلاین
درود بر دوستان!

دوستان عزیز می توانند در مورد کتاب نهم دیموناتا در این تاپیک بحث نمایند!

توجه:
لطفا در مورد دیر یا زود شدن ترجمه در این مکان چیزی ننوشته! و همچنین کسانی که در مورد کتاب نهم اطلاعاتی دارند به هیچ عنوان مطلب یا مطالبی در مورد کتاب نهم بیان نکنند. که به طور قطع برخورد خواهد شد.

موفق باشید.


تاپیک باز شد!

پیام زده شده در: ۲۰:۵۱ یکشنبه ۱۴ تیر ۱۳۸۸

ویرایش شده توسط آمیکلوس در تاریخ ۱۳۸۸/۴/۱۵ ۲۰:۱۰:۳۱
_________________
زندگی زیباست.
به شرطی که تو با زیبایی به آن نگاه کنی.
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
نیمه شبح - نیمه شبحواره
عضو شده از:
۱۸:۰۷ دوشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۸۸
از Unknown
گروه:
كاربران عضو
ايفاي نقش
شیاطین
پیام: 276
سطح : 15; درصد این سطح : 54
پست/روز : 72 / 363
روز/پست : 92 / 1518
آفلاین
یک مشکلی هست.

چرا عکسی اطلاع رسانی هیچی نزدین؟ من اصلا نمی دونستم که همچین چیزی رو سایت امده تا اینکه پیام مرلاو رو توی تاپیک گفتگو با مدیران دیدم.

فکر کنم اگه یه خبر بزنید که ترجمه شروع شده خیلی موثر باشه تا ملت بفهمن که کتاب داره ترجمه میشه :دی

---------------------------------------------------------
دارن هم خوشش اومده ها :دی با یک فصل یک کتاب کامل رو خلاصه کرده.
ولی جالبه نورها می گن بیا ... کجا بره جایی نداره کرنل بره که :|


ویرایش پس از پست کرنل:

خب من فکر کنم اون نورها رابط کرنل و کا-گاش باشند و تا کا-گاش نخواد کرنل نمی تونه از انها استفاده کنه ولی مثلا کا-گاش از کرنل می خواد کجا بره؟(ما می دونیم کا-گاش از گروبز می خواست تکه ها رو متحد کنه ولی چرا از کرنل می خواد : بیا...؟)

پیام زده شده در: ۹:۳۶ دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۸
_________________
(To Minato) "Fourth Hokage... Minato. Back away from the jinchūriki, or your son dies at the ripe old age of one minute."
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
ژنرال
عضو شده از:
۲۱:۰۶ پنجشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۷
از قعر جهنم سوزان
گروه:
كاربران عضو
ايفاي نقش
انسان‌ها
ویراستار
پیام: 596
سطح : 22; درصد این سطح : 37
پست/روز : 106 / 534
روز/پست : 198 / 2667
آفلاین
کل تزاد راست می گه. بار اول من اصلا متوجه نشدم فصل جدید گذاشته شده. فقط چون می دونستم امروز می ذارید دنبالش گشتم و یهو چشمم خورد بهش.
در مورد عکسم فکر کنم همین امروز فردا ها می ذارید. مثله کتابای قبلی.
در مورد فصل اول که چیز خاصی برای گفتن نبود. بلکه درن مرور تندی از آنچه در کتاب ششم آمده بود داشت. و یک سری نکات که گفته نشده بود. البته انتظار بیشتری هم نمی توان از فصل یک داشت. ولی در کل درن خوب در فصل اول پیش رفته بود.
احتمالا هم در فصل بعدی به ماجراهای کتاب سایه ی مرگ می پردازه و اصل ماجرا شروع می شه...

تنها نکته ای که قابل فکر کردن بود برای من این بود که من بالاخره فهمیدم منشع اون صدا از کجاست. شاید تو کتابای قبلی هم بهش اشاره شده بود و من دقت نکرده بودم. من فکر می کردم این صداها همین طوری از هوا به گوش می رسید. اما حالا مشخص شد که مال اون نور ها بود.

پس سوال اصلی این می تونه باشه: اون نورها چی بودن؟؟
من فکر می کنم اون نورها دروازه ای برای وارد شدن به یک دنیای مخصوص است و کرنل فعلا بهشان دسترسی نداره.

اما سوال من اینه که چرا با چشم های جدید می تواند آن ها را ببیند؟ فقط به خاطر این که این چشم ها جادویی اند؟

با تشکر

پیام زده شده در: ۹:۵۰ دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۸
_________________
این نیز بگذرد...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
ژنرال
عضو شده از:
۱۸:۵۰ یکشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷
از قبرستان گری
گروه:
كاربران عضو
ايفاي نقش
شیاطین
پیام: 604
سطح : 22; درصد این سطح : 50
پست/روز : 107 / 537
روز/پست : 201 / 2731
آفلاین
مطمئن بودم صدا مال نورهاست. اصلا شکی درش نبود. در مورد نور های جدید شاید اینا برای باز کردنه تونل هستند و شیاطین دارن توسط نور ها کرنل رو فرا می خونن تا براشون تونل باز کنه. می دونم احمقانس ولی هر چیزی امکان پزیره.

منم خوب متوجه نشدم که فصل اول گذاشته شده. وقتی شما گفتید رفتم خوندم. در مورد خلاصه کردن کتاب در یک فصل کاملا موافقم. ولی یه خورده زیاده از حد پیش رفته بود. می تونست یه خورده این فصل رو طولانی تر کنه و روالش رو کند تر کنه تا قشنگ تر بشه.

ولی من احساس می کنم در کتاب های قبلی به این موضوع اشاره شده.مثل این که گرابز گفتش که کرنل فکر می کنه صدا های جدیدی می آد که فکر می کنه منشاش نور هاست. شایدم من اشتباه می کنم ولی فکر کنم چنین چیزی رو گفت.

در هر صورت به عنوان شروع بد نبود. یه جورایی خلاصه تر از ماجرای گرابز بود. البته این کتاب هم باید اون یه قسمت رو داشته باشه(بیمارستان) که ما بدونیم کرنل اون موقع چه فکری داشته چون که فهمیدیم بک بی تفاوت بود، گرابز هم می تونست صدای کا-گاش رو بشنوه، کرنل چی؟! این خیلی مهمه که نقش همه رو توی کا-گاش بدونیم.

حالا ببینیم بقیه فصل ها چی می گن.

پیام زده شده در: ۱۱:۱۶ دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۸
_________________
boycott!


بلاگم

انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
شبح - شبحواره
عضو شده از:
۱۷:۵۰ دوشنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۷
گروه:
كاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 440
سطح : 19; درصد این سطح : 47
پست/روز : 92 / 461
روز/پست : 146 / 2911
آفلاین
منم نفهميدم فصل جديد گذاشتند خيلي بي سرو صدا بود!!!!
به نظر من كه فصل اول خوب بود با اينكه خيلي خلاصه كرده بود ولي به نظرمم اگه طولاني ترش هم ميكرد خسته كننده ميشد همين قدر برا ياد آوري خوبه!!!!!!!


منم با كرنل فلك عزيز موافقم . خب فعلا نميتونه كنترلشون كنه ولي احتمالا بعدش يه راهي پيدا ميكنه
ولي اينكه گفتن:بيا!!! خب مشكوكه ممكنه همونجور كه گفتيد به دنياي شياطين باشه!!!! ولي خب الان كه داره كه تعريف ميكنه هم تو دنياي دموناتا بودن پس نيازي نداشتن صداشون بزنه يا شايدم يه پنجره احتياج داشتن ولي خب پنجره هم بخوان اينكه فعلا نميتونه كنترلشون كنه و پنجره بسازه پس اينم نميشه!!

ولي همونجور كه كرنل فلك گفت احتمالم داره يه دنياي ديگه اي باشه يعني دنيايي كه شياطين نباشن
و ربطي به شياطين نداشته باشهه ولي يه ربطي به سايه داشته باشه و سايه اين نور هارو كنترل ميكنه!!!!

ممنان

پیام زده شده در: ۱۵:۱۸ دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۸
_________________
مثل ساقه گیاهی ترد، گره ام بزنید به چوبی ، چیزی
مدام باد می آید....
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
ژنرال
عضو شده از:
۱۸:۵۴ پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۸۶
از بی سرزمین تر از باد
گروه:
كاربران عضو
پیام: 579
سطح : 22; درصد این سطح : 8
پست/روز : 105 / 527
روز/پست : 193 / 4550
آفلاین
کتاب نهم اومد
دست رضا دستت درد نکنه
خوشحالم که راوی مورد علاقم برگشته !!!
تنها نکته خاصی که در این فصل دیدم چشمان کرنل بود !!! گرابز در کتاب قبل تونست با تبدیل شدن به یه نیه انسان و نیمه شیطان قدرتمند شه !!!
و کرنل تونست با چشمان دیموناتاییش قدرت بدست بیاره !! و این اتفاقی نیست !!!
اگر میخواید قدرتمند شید باید از جنس قدرت بشین !!!من اگه جای کرنل بودم دستامو قطع می کردم و از جادو برای خودم دست میساختم تا نور های جدید را بتونم تحت کنترلم بگیرم!!!

تنا پست بعدیم در این تاپیک بدرود

پیام زده شده در: ۱۷:۱۲ دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۸
_________________
گیرم که می زنید !
گیرم که می برید!
گیرم که می کشید!
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟؟؟
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
انسان
عضو شده از:
۲۰:۴۲ سه شنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۸
گروه:
كاربران عضو
پیام: 1
سطح : 1; درصد این سطح : 0
پست/روز : 0 / 0
روز/پست : 0 / 0
آفلاین
من فکر میکنم این نورها مربوط به دنیای شیاطین نباشه چون با نورهایی که مربوط به شیاطین هست فرق میکنه نظر شما چیه؟؟؟


پست تک خطی به هیچ عنوان نداریم! توضیح بیشتر!

از این به بعد پست های تک خطی بدون تذکر پاک خواهند شد.



آمیکلوس


پیام زده شده در: ۱۹:۱۴ دوشنبه ۱۵ تیر ۱۳۸۸
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
نیمه شبح - نیمه شبحواره
عضو شده از:
۱۳:۳۸ پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶
از سن سيرو (واسه قتل)
گروه:
كاربران عضو
ايفاي نقش
شیاطین
پیام: 289
سطح : 15; درصد این سطح : 90
پست/روز : 0 / 372
روز/پست : 96 / 2777
آفلاین
ايول!
چه جالب من فهميدم!
ولي خيلي كم بود. اگه بيشتر بود بيشتر حال ميداد!
بنده هم اعلام ميكنم كه بسي بسيار خوشحالم كه كرنل جون راويه!!!!
اين نور و صدا و اين جور چيزا همرو وصل ميكنه به سايه ديگه. اين كه چيز روشنيه. ولي چه جوري به جايي كه سايه توشه ربط پيدا ميكنه تو فصلاي ديگه اگه خدا عمري بده ميخونيم!

پیام زده شده در: ۰:۳۸ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸
_________________
او بد نبود اين گناه از ما بود
پر هاي سياه او، سياه از ما بود
آواز كلاغ را خدا بد ننوشت
ما بد خوانديم اشتباه از ما بود...
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
شبح یار - شبح زن
عضو شده از:
۱۶:۳۲ دوشنبه ۱۷ دی ۱۳۸۶
از اونجا
گروه:
كاربران عضو
پیام: 106
سطح : 9; درصد این سطح : 30
پست/روز : 0 / 207
روز/پست : 35 / 1611
آفلاین
ممنون از اینکه ترجمه رو شروع کردین و انتظار مارو به پایان رسوندین.
این فصل بیشتر داشت توضیح می داد که کرنل چطوری چشماشو درس کرد و به غیر از این ندایی که می رسید و لکه ی نور چیزی به اطلاعات ما اضافه نشد ولی خیلی کشش داشت.
به نظر من دارن شان خیلی غلو می کنه.اونی که دو تا چمش از حدقه در می یاد احتمالا تو چند دقیقه بمیره و دیگه قدرت نداشته باشه داستان رو روایت کنه.یا مطمانن فقط یکی دو تا عصب که تو چشم نیست که این بیاد دونه دونه سر عصب های خراب شده رو به تخم چشم پیوند بزنه.اصلا مگه کرنل از ساختار چشم چیزی بلد بود؟

پیام زده شده در: ۹:۱۸ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸
_________________
Words have the power to both destroy and heal.When words are both true and kind,they can change our world
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
شبح یار - شبح زن
عضو شده از:
۱۰:۰۶ چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
از غار
گروه:
كاربران عضو
ايفاي نقش
انسان‌ها
پیام: 140
سطح : 10; درصد این سطح : 88
پست/روز : 0 / 247
روز/پست : 46 / 944
آفلاین
خب اولين چيزي كه يك مريد ياد ميگيره اينه كه با جادو همه چيز ممكنه ! چراكه نه ؟!

اين فصل خب براي شروع كتاب خيلي خوب بود ... اگرچه همشو من قبلا ميدونستم اما زمينه سازي فوقالعاده اي براي يادآوري اطلاعات بود !

در مورد اينكه نورها چيكار ميكنن . به نظر من اين نورهاي جديد به دنياي مرده ها باز ميشن و كرنل وقتي ميتونه به اونا دسترسي پيدا كنه كه به يك مرده فكر كنه ! يعني مثلا وقتي بفهمه برنابوس مرده اونو پيدا كنه دوباره ... دليلش هم چشماي جديدش نيست دليلش اينه كه مرگ جسم پيدا كرده و يك سري نقطه هاي نفوذي پيدا كرده كه خودشم خبر نداره و دليلشم دست بردن تو طبيعتشه ! و چه كسي ميتونه بهتر از كاگاش از اين نقاط ضعف استفاده كنه ؟؟؟

البته نظر يكي از دوستان در مورد ساخت تونل خيلي جالب بود ... اينطوري كاگاش ميتونه رسما انسانهارو نابود كنه ... ولي زياد قابل قبول نيست ! همون نظريه خودم كه بالا گفتم برام قابل قبول تره .

پیام زده شده در: ۱۱:۵۱ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸
_________________
cheers,
c0rd3r

جهت ایفای نقش این شکلی شدیم :دی
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
مدير انجمن
عضو شده از:
۱۵:۵۷ سه شنبه ۵ آذر ۱۳۸۷
از تو بدن فعلی
گروه:
كاربران عضو
ناظر انجمن
مترجم ارشد
مدير انجمن
پیام: 695
سطح : 23; درصد این سطح : 95
پست/روز : 114 / 573
روز/پست : 231 / 2970
آفلاین
خوب، دست اقای رستگار درد نکنه.
واقعا عجب فصل سریع و سیری بود. 4-5 فصل کتاب شیش و اوایل کتاب هشت رو در خودش داشت.
من هم می گم زیاد رو گذشته کشش نده بهتره.
با نظر c0rd3r مخالفم.
این نور های جدید هر چی باشه ، تنها دلیلشون جسم گرفتن سایه نیست.
چون اواسط کتاب شش ، مرگ هم جسم داشت و هم داشت تو زمین برای خودش جولون می داد. ولی کرنل نور جدیدی ندیده.
نظر من:
نور هارو می بینه به این دلیل:
1- چشمش جدید و جادوی (شیطانی) هست.
2- بک و کرنل و گروبز به هم وصل شدن.
3- هر دو
4 - هیچ کدام.
البته دلایل دیگه ای هم ممکنه(!) ولی من خودم به شخصه نظرم روی دلیل شماره ی یکه.
به علت این که دیگران هم سایه ی این نور جدید هارو روی چشم کرنل می بینن. کرنل قبلا هم نور می دید. ولی کسی رو چشمش چیزی نمی دید. اتفاقا الان هم که نور قبلی هارو می بینه ، بقیه فقط سایه ی همین نور جدید هارو می بینن. برای همین به نظر من دلیلش همون چشم جادویه، و به نظرم مدل این نور ها با مدل نور های قبلی فرق می کنن.

نور های قبلی پنجره به دنیای دموناتا باز می کردن و نور های جدید به یه جای دیگه (احتمالا همون سرزمین مرگ.)

پیام زده شده در: ۱۳:۵۸ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸
_________________
?Why So Serious
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
نیمه شبح - نیمه شبحواره
عضو شده از:
۱۵:۴۲ پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۷
از کاخ دوبلین
گروه:
كاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 338
سطح : 17; درصد این سطح : 17
پست/روز : 80 / 404
روز/پست : 112 / 2154
آفلاین
من هم خيلي متعجب شدم از ديدن اين كتاب. و البته خيييييلي از آقاي رستگار ممنانيم!!
ولي چرا اين چشمها بايد با چشماي قبليه كرنل تفاوت داشته باشن؟؟فقط به خاطر اينكه جنسشان كاملا از جادوست؟ يا كاگاش مثل دادن نيروي خاطره خوني به بك بعد از به دست آوردن جسم جديدش به كرنل نيروي خاصي داده؟ آيا اگر اينطور باشه مي شه نيروي هاي جديدي به دست آورد؟
راستي خونديم كه كرنل مي گفت پنجره هايي باز مي شدند كه اون ها رو به زمان گذشته بر گردوندن.
آيا ممكنه اين نور ها ربط به يه وجود آوردن پنجره به زمان ها ديگر داشته باشن؟

پیام زده شده در: ۱۹:۵۷ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸
_________________
و افسوس پايان...

انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
شبح یار - شبح زن
عضو شده از:
۱۰:۰۶ چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۸
از غار
گروه:
كاربران عضو
ايفاي نقش
انسان‌ها
پیام: 140
سطح : 10; درصد این سطح : 88
پست/روز : 0 / 247
روز/پست : 46 / 944
آفلاین
خب اين هم ايده جالبيه چون تو كتاب رستاخيز شيطان خونديم كه از پنجره هاي مختلفي رد شدن و بعد رسيدن به زمان گذشته . خب ! اما مسئله اينه كه اينطوري كرنل ميشه رسما دستيني ! و يه شباهت خيلي بزرگ ديگه با حماسه درست شده كه به نظر من قابل قبول نيست ...

پیام زده شده در: ۲۰:۴۱ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸
_________________
cheers,
c0rd3r

جهت ایفای نقش این شکلی شدیم :دی
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
مدير گالری
عضو شده از:
۱۹:۱۳ جمعه ۲۲ خرداد ۱۳۸۸
از شهرک سینمایی اسلاتر
گروه:
كاربران عضو
ناظر انجمن
ايفاي نقش
انسان‌ها
پیام: 526
سطح : 21; درصد این سطح : 14
پست/روز : 100 / 503
روز/پست : 175 / 1805
آفلاین
اولاً: دست آقای رستگار درد نکنه
دوماً: فصل اول خیلی خوب بود.این که اولش یه توضیح کوتاه از اتفاقات افتاده داده بود خیلی خوب و مختصر و مفید بود.
سوماً: این طور که aryad گفته قراره شکه بشیم.پس من یکی بی صبرانه منتظرم
چهارماً: من فکر می کنم چیزایی که کرنل میبینه به خواطر شیطانی بودن چشماشه.ولی نفهمیدم چرا این صدا رو میشنوه؟
پنجماً: سلامتی همه ی دارن شانیست ها

پیام زده شده در: ۲۱:۰۱ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸
_________________
سایت طرفداران انیمه و مانگا در ایران

سیوپاترا یاون بودیم!
انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال


پاسخ به: کتاب نهم - ندای مرموز
شبح یار - شبح زن
عضو شده از:
۲۱:۱۳ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸
از تراوين و دارن شان فنز
گروه:
كاربران عضو
ايفاي نقش
انسان‌ها
پیام: 191
سطح : 12; درصد این سطح : 86
پست/روز : 0 / 296
روز/پست : 63 / 1004
آفلاین
سلام
من هم كتابو دارم
اما آخرشو نمي گم
فقط مي خوام اون قسمتي كه پشت كتاب نوشته رو بگم !
با اجازه آقا رضا !
اگه اشتباه ترجمه كردم بگو !

Book nine
THE DEMONATA
I know it's ridiculous. lights can't whisper.
but I swear I heard a voice calling to me.
It sounded like static to begin with, but then it came into focus, a single word repeated over and over.
Softly,slyly,seductively,insistently.
"Come ... "

كتاب 9
ديموناتا
من مي دانم كه اون خنده داره . لكه هاي نور نمي تونن سوت بزنن
اما من قسم مي خورم كه يه صدايي شنيدم كه منو صدا مي زد .
اون صدا در ابتدا براي من ساكن نبود (نمي فهميدم) ، اما بعد متمركز شد و فهميدم ، يك كلمه رو پشت سر هم تكرار مي كرد.
به آرامي ، كنايه آميز ، اغفال كننده ، با اصرار.
" بيا ... بيا ... بيا ... "

:oho:
چاكريم
كرنليوس فلك
اميرحسين گيوه اي از زنجان

پیام زده شده در: ۲۱:۴۱ سه شنبه ۱۶ تیر ۱۳۸۸
_________________
توپ و تفنگ و فشفشه

كشتن تو ايفا ، بايد آزاد بشه !




در ضمن . بدون كشتن هيچ تاپيكي معنايي نداره !

انتقال پست به یک برنامه دیگر انتقال






شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید

[جستجوی پیشرفته]