سلام درن شانيست ها...! سلام طرفداراي بازنشسته ( و يا احيانا، با زن نشسته ( مثلا ياشار ) ) ![]()
خوب، يه راست ميرم سر اصل مطلب!
عمر اين وبلاگ خيلي وقته به سر اومده... ظاهرا...! ( فقط نميدونم چرا هيچ کس به روي مبارک خودش نمياره؟ )
اما عمر شخص شخيص درن به سر نيومده! طرف بسي علاف تر و بيکار تر از همه ي ماست و همچنان مُشتي درن شان زيست ِ (!) تازه نفس دور و بر خودش داره... ![]()
حالا يکي کمتر، دوتا بيشتر... مشکلي که پيش نمياد!
من اصلا دوست ندارم اينجارو تخته کنم... يه جورايي دوستش دارم ( وبلاگو )، یه جورایی خاطرات زیادی ازش/باهاش دارم؛ و شايد واسه همينه که اين چند وقته تختش نکردم و به قول خودم (!) به روي مبارک نياوردم و همينجوري به امون خدا ولش کردم... ![]()
اما امروز يه تريپ تصميم نيمايي گرفتم، گفتم يه پستي بزنم، گرد و خاک وبلاگو بگيرم و بذارمش کنار... ( البت در مورد آخري مطمئن نيستم! ) شايد يه سال ديگه، شايد يه ماه ديگه، شايد يه هفته ديگه، شايدم همين فردا...! نميدونم، ولي اميدوارم يه روز برگردم و اينجارو آپ کنم!
در پناه سايه ![]()
![]()
ps: مثل آدما که غرور دارن، درن شان زی هم غرور داره! این کارو رو هیچ حسابی انجام ندادم، جو زده هم نشدم! -- فقط خواستم غرور درن شان زی رو حفظ کرده باشم! ![]()
- Author: شاهزادهی اشباح
- Category:
- Post time: 1 قبل از ظهر
- Comments:

