تبليغاتX
:: Darren Shan Fans ::
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387

چند روزيه وقتي وارد وردپرس میشم، صفحه اولش يه جفت چکمه زرد ميبينم که منو بدرقم ياد آقاي تيني ميندازه! خداييش اصلا به فکرم نرسيده بود به شما هم بگم، ولي حالا که رسيد و گفتم؛ اينقدر کم در موردش حرف بزنم خوبيت نداره!

 توضیحات: من تا همین دو مین پیش، فکر میکردم این عکس مربوط به خبریه که وردپرس زده سردر سایت! اما همین که مطلبو دادم رو وب متوجه سوتی بزرگ خودم شدم، بنابراین حالا مجبورم تمام خزعبلاتی که برای اون فکر اشتباه سر هم کرده بودم، قبل از اینکه شما بخونید و آبرو ریزی بشه پاک کنم و یه چیز دیگه از خودم در بیارم!

خوب، وردپرسه دیگه، هر بلاگی واسه خودش یه عکس داره! بعد نمیدونم قضیه چیه که چند وقت یه بار یکی از خبرای یکی از وبلاگا (!) میره صفحه اول سایت! بعد من باهوش فکر کردم اونی که اونجاس خبره! این چکمه ها هم پیرامون خبره... حالا نگو چکمه ها عکس اون وبلاگی بوده که خبرش شوت شده اینور...

خلاصه... قبل از ویرایش این آپ، نوشته بودم:
حضور این چکمه ها تو صفحه اول وردپرس ( میتونه! ) بیانگر نکات زیر باشه:

۱- وردپرس زیر (سایهء) آقای تینی است!
۲- آقای تینی به وردپرس توجه دارد.
۳- آقای تینی به کاربران وردپرس توجه دارد.
۴- وردپرس ومپایر است!
۵- کفشهای آقای تینی گم شده و این مطلب در همین مورد است.
۶- آقای تینی کفش هایش را به فروش گذاشته و این مطلب در همین مورد است.

اما حالا که متوجه سوتیم شدم، باید بگم:
حضور این چکمه ها توی اون وبلاگ ( میتونه! ) بیانگر نکات زیر باشه:

۱- اون وبلاگ مال آقای تینیه!
۲- آقای تینی که یه زمانی از تکنولوژی خوشش نمیومد، حالا بهش علاقه مند شده!
۳- آقای تینی به کفش هاش علاقه وافری داره، برای همین عکسشو زده تو وبلاگش.
۴- اون وبلاگ در مورد تاریخچه کفش های آقای تینیه!

پ.ن ۰ : همین، ولی آپی که پاک شد بهتر بود، حتی اگر مایه ننگ نویسنده بود!

پ.ن ۱ : پیرامون همین وردپرس، دیدین موس رو روی هرچی میبرین زرت یه پنجره باز میشه؟ آی اعصابم خورد میشه سر این قضیه! خوب که چی هی فرت و فرت پنجره باز میشه، اعصاب ملت دچار نابسامانی میشه... و... میشه!

پ.ن ۲ : رضا جان شما در نظردونی پست قبلی یه نظر داده بودی که من بعد از خوندنش کف بر شدم! میشه معنیشو کاملتر برامون شرح بدی؟
( نکته: به کسانی که پیش از رضا معنی نظر رو بگن یک عدد بوس اهداء میشود!  )
اینم نظر مذکور: " نامرد! آپ میکنی خبر نمیدی؟ وقتی خبرمون میکنی که نظارتت شده آرشیو؟!  "

پ.ن ۳ : ببینم، سندتو آل های جار جار آپدیتم به شما نمیرسه مگه؟ ( ق.ت شقایق اینا  )

پ.ن ۴ : راستی! دیدین پیوند دونیم درست شد؟ حالا هرکی لینکش غلط غلوطه بگه درست کنم! ( تشویق هم یادتون نره، خودم درستش کردم! )

  • Author: شاهزاده‌ی اشباح
  • Category:
  • Post time: 5 بعد از ظهر
  • Comments:
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387

خوب وقتی امید آدم به در و دیوار باشه همین میشه دیگه... مگر اینکه من برم تو فاز درس و یکی دلش بسوزه و بیاد اینجارو آپ کنه، که البته من قصد ندارم برم تو چنین فازی، بنابراین کسی دلش نمیسوزه و در نتیجه اینجا متروک میشه! -- که البته شده!

البته من فکر نمیکنم کسی از من توقع داشته باشه... وقتی اون وضعیت سایته، چه توقعی از یه " فن ِ از نفس افتاده " میره؟

چی؟ سوء تفاهم پیش اومد؟ خوب اومد که اومد!
منظورم این بود که سایت هم اگه شقایق نباشه و هی فرت و فرت خبردونیشو به روز نکنه متروک میشه! ( نکته: حالا اگه چشم خورد...  )
اون از بلوک سایه مرگ که بعد از اِن سال هنوز کسی برش نداشته، اونم از نظر سنجی که روی رای ها تار عنکبوت بسته شده! اما یکی نیست یه نتیجه اخلاقی ازشون بگیره...

نکته: خوب، سوژه که نباشه آدم به همه چیز گیر میده دیگه!

ولی خودمونیما... قدیما سوژه بیشتر بود، یه چرخ تو انجمن ها میزدی پنجاه تا سوژه میریخت تو کله‌ات؛ یه سر به سایت درن شان میزدی، هوارتا سوژه گیر میومد... حالا یا قدرت سوژه گیری ما تحلیل رفته... یا سوژه هم مثل آدم مستقل ( قابل توجه ستاره سهیل! ) تبدیل به افسانه شده! :آچار فرانسه:

اصلا راه افتادن گالری سایت بود که کار و کاسبی مارو کساد کرد! برداشتن همه عکسارو زدن اونور، دیگه چیزی باقی نمونده من به اسم آپ میخ کنم اینجا...
مرگ بر پیشرفت! :دسته بیل: 

حالا در راستای انجام یک حرکت اخلاقی... اینجارو داشته باشین:

از مجموعه دیموناتا، کدام جلد بیشتر شما را راضی کرد؟ 

1- لرد لاس  18 % 18 % (218) 
2- دزد شیطانی 9 %  9 % (112) 
3- اسلاتر  13 % 13 % (159) 
4- بک  9 % 9 % (112) 
5- دد منش (دیو همخون) 4 %  4 % (56) 
6- رستاخیز شیطان (اسرار هیولایی) 28 %  28 % (333) 
7- سایه مرگ  14 % 14 % (173)

خدایی کی فکر میکرد بک ۱۱۲ تا رای بیاره، یا دد منش توی پرانتز دیو همخون ۵۶ تا رای بیاره، یا رستاخیز ۳۳۳ تا رای بیاره، یا اینکه سایه فقط ۱۷۳ تا رای بیاره!؟
البته با توجه به اینکه " پایان رای گیری در تاریخ ۲۳:۵۸ دوشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۸۷ خواهد بود " میشه یه امیدهایی داشت... اما مگر معجزه ای رخ بده و سایه مرگ اول شه! چون ۱۶۰ تا رای همچین کم نیست...

حالا اینارو بیخیال، لردلاس چه پرطرفدار بوده و ما بی خبر بودیم!
البته اگر دقت داشته باشین این تاریخ پایان رای گیری هم خودش کلی سوژس! در تاریخ فلان ساعت... خدایی اون ساعته چیه بعد از تاریخ؟

خوب... اینم از آپ! اینو میخ کردم اینجا که بعد از اووو وقت، قضیه تولد بازی از صحنه درن شان زی حذف بشه، و ملتی که سرمیزنن با دیدن کیک و گل و دست، حالت تهوع بهشون دست نده! ( آخه آدم چقدر انسان دوست...  )

با توجه به تشکر شما، با تشکر از توجه شما... نقطه، پیش به سوی نظر دونی!

  • Author: شاهزاده‌ی اشباح
  • Category:
  • Post time: 8 بعد از ظهر
  • Comments:
سه شنبه پنجم شهریور 1387

به، به، به... میبینم که بروبچ یه تکونی به خودشون دادن! من تو این یک سال همش تو کف بودم که این نویسنده هایی که این بغل ( تو بلاک نویسنده ها ) تعریف شدن، چیکارن دقیقا...؟؟؟ حالا نگو به جز خوشکل کردن وبلاگ کارای دیگه هم بلدن...

خوب... اولندش که علی جان فحش نده، من تا حلوامو ندم تو بخوری ترک اینترنت نمیکنم!
کنکور سیخی چند؟ حالا مثلا تو این هممه درس خوندی به کجا رسیدی؟ آخرشم باید بری... eee... قیافتو چرا اونجوری میکنی؟ بذار بگم دیگه، بگم که باید... اه! باشه، نمیگم!

خوب، احوال درن شانیست های پنچر شده ی ما چطوره؟ کارو بار ما که حسابی کساد شده، نیس که خیلی پیر و فرتوت شدیم، دیگه درن نویسیمون نمیاد! اما ناگفته نماند که همچنان هیچ چیز و هیچ کس از تیغ نقد شاهزاده ای در امان نیست! مثلا همین انتشارات قدیانی...

درن شانیست ها: اااااااااااااه...
میدونم دوستان، میدونم که اگه بازم بخوام اخبار اونارو بگم جدی جدی اشکتون در میاد، اما چاره چیه؟ من مجبورم که بگم، و شما مجبورید که بخونید... متاسفم...

بهرحال، طی مراجعات نامکرر دوستان (!) مشخص شده که سایه ی مرگ ( دقیقا با همین عنوان ) شنبه، منتشر میشه... که دیگه میشه گفت شده! حالا بوووق... دست، دست، دست...

درن شانیست ها:
آها... الان همه میدونستن اینو؟
(( خوب قرار بود من خبرشو بزنم تو وبلاگ، بعد شقایق فهمید، بعد مثل این مدیر خبر های خوره ی خبر زرتی برداشت زد تو سایت، بعد من مجبور شدم اون آپی که در اون مورد بود حذف کنم، بعد فقط یه اشاره کوتاه بهش بکنم، بعد... ))

خوب دیگه، منظورم این بود که حتما باید اینو بخریم تا ببینیم چه چیزایی ازش کم شده، چه چیزایی بهش اضافه شده، سرانجام گروبز چی شده، کاری شری ویل چکار شد؟ ( بی سوات هم عمته!  )

خوب حالا اینارو بیخیال... یه مورد سوژه بسیار خفن و گنده (!) هست که من متاسفانه، متاسفانه، متاسفانه... مجبورم عنوانش کنم و در این لحظه مجبورم که بگم...

یکم شهریور امسال، درن شان فنز، که تنها وبسایت طرفداران درن شان (  و گاها دارن شان ) توی ایرانه، دو ساله شد! خوب...

 

" تولد دو سالگی درن شان فنز مبارک! "

 

(( میبینید تورو خدا؟ کیکشون اندازه کیک یک سالگی درن شان زی بید! شرمنده دیگه... شایعاتی هست که میگه وبمستر های سایت مذکور یکم اصفهانی هستن!  ))

نکته: درن شان فنز، دقیقا یک سال و یک ماه و 5 روز از درن شان زی بزرگتره... بهرحال، اینو گفتم که تو این بساط تولد بازی، درن شان زی فراموش نشه!

خوووبببب... اما از دنیای مجازی که بگذریم... میرسیم به دنیای واقعی و میتینگ واقعی تری که به همین منظور برگذار شد... دل همه ی اونایی که نبودن و نیومدن به طرز وحشتناکی آب!

خیلی خوش گذشت، مخصوصا اون قسمتش که دریافتیم بجز من و یک خانوم متشخص ( سارا نام  ) و مجتبی، همه از بیخ جادوگرانی هستن! ما هم یه تریپ تشکر همه جانبه اومدیم و بیخیال معرفی شدیم! در نتیجه شاهزاده به اون ابهت، شد یه ...!!! اهم...

آره خلاصه... دیگه خبر اینکه خانوم یعقوبی ( به گفته ی خودشون همه کاره ی انتشارات قدیانی! ) تشریف آوردن و قدم رو تخم چشم رضا گذاشتن! -- البته ناگفته نماند که قدوم مبارکشون با همراه داشتن دو جلد از " سایه مرگ " مبارک و مبارک تر شد! فقط یادمون باشه دفعه بعد برنامه میتینگ بود آمار دقیق بدیم که به تعداد کتاب بیارن، که بعدش سر کتابا دعوا نشه!

درن شانیست ها:
ای بابا... نشناختین؟ بابا خانوم یعقوبی همون دکتر علی یعقوبی هستن دیگه! همونی که چند وقت پیش یه طوفان خفن تو درن شان زی راه انداخت!

خوب! اینم عکسی از هدیه خانوم یعقوبی! ( جو سازی رو حال میکنید؟ )

 

اینم عکسی از کیک تولد، که بخاطر داداش لاسی ( لردلاس سابق! ) شطرنج بود... باشد که موجبات خوشحالی آن بزرگوار را فراهم آورده باشیم!

اینم یه عکس دیگه، که میدونم با دیدن این عکس دو سوال مهم براتون پیش میاد!
۱- آیا زمین کج است؟ ۲- آیا عکاس کج است؟

گذشته از این حرفا... مدیرای عزیز؛
بابت همه کارایی که تو این دو سال کردین ازتون ممنونیم!

 

پ.ن: آپ طویل مویلی شد! بیخیال میخیال جمع کردن مطلب پطلب و پی نوشت می نوشت! سریع جمع کنید برید نظر دونی پظر دونی! از کیک میک هم خبر مبری نیست!  

پ.ن.پ.ن: ملت شهید پرور ایران! بدانید و آگاه باشید که؛ به جان خودم همه این اراجیفی که اینجا نوشته میشه محض شوخی و خندس! یه وقت بنی بشری به خودش نگیره ها...

  • Author: شاهزاده‌ی اشباح
  • Category:
  • Post time: 4 بعد از ظهر
  • Comments: