سلام! ميبينم { و بعضا ميبينيد! } که اين روزا کار و کاسبيمون حسابي کساد شده! هي روزگار... از طرفي گالري سايتو راه انداختن و ديگه نميشه يه عکس { و چهار خط توضيحات تنگش! } رو به عنوان يه پست! ميخ کرد { کپي رايت...؟
} رو وبلاگ... از طرفي هم...!!! هيچي... از همين يه طرف بود کلا... ![]()
خوب در اينجا لازم ميبينم که چاپ شدن کتاب هفتم و البته رو نمايي (!) از کاور کتاب هشتم سري دموناتا رو به تمام عاشقان راه درني تبريک بگم... { تشويق لطفا...
} اميدوارم بتونيد تا ترجمه شدن کتاب تاب بيارين و خودکشي و خودزني و... هم نکنيد! ![]()
البته اونايي که خلاصه کتابو خوندن از اين قائده مستثني ميشن چون ديگه داستانو ميدونن و نرمالاً (!) نبايد هيجان داشته باشن! مثلا خود من نرفتم بخونم؛ چون ديدم خيلي طولانيه، با خودم گفتم اين هم داستانو کلا گفته، هم قسمت هاي چزپيچ کنندش رو قشنگ توضيحات داده! بنابراين الان خيلي منتظر ترجمه کتاب هستم... { البته ترجمه سايت...
}

خوب همينا ديگه... حالا يک نظريه توپ ميدم تا همتون بمونيد تو کف... ![]()
رو نوشتهي پشت کتاب هفت اومده: " رستاخيز به پا شد و جهان در آتش سوخت. " خوب اينجا رسما اعلام شده که رستاخيز به پا شده و ملت پرپر شدن و شياطين يه حال اساسي به دنياي ما دادن...
" اما اين آخر کار نبود، و در وراي تباهي، زندگي جديدي پديدار شد. " خوب اينجا هم ميگه گرچه همه چيز به تعطيلات آخر هفته رفت!
اما يه زندگي مجدد به وجود اومد؛ اين زندگي مجدد هم تو يه جزيره اي بوجود مياد که توش پر از گرگه! بعد گرابز هم احيانا بين اين گرگا پيداش ميشه، بعد با يکي از گرگ ها ازدواج ميکنه و بعدها بچه دار ميشن، بچشونم نيم گرگ ميشه نيم انسان، مثل گرگينه اي که عکسش رو کتاب هشت هست... { نکته: خود منم ربط جمله و عکس و توضیحش رو نفهمیدم!
}

ديگه گرابز و زنش هم تو همون جزيره که بعدها مردمش { نکته: بالاخره گرگ ها هم دل دارن، چندتايي گرگينه اون وسطا پيدا ميشه!
} قيام و اعلام استقلال ميکنن و اسمش ميشه جزيرهي گرگ ها... تا آخر عمر به خوبي و خوشي زندگي ميکنن! ![]()
اون طرف هم " بک دوباره براي روبهرو شدن با شياطين بازگشته! " و " لردلاس ديگر بزرگترين دشمن بشريت به حساب نميآيد. " و... ولی اينا دیگه به گرابز و زنش دخلي نداره... ![]()
خدايي حال کردين؟ آخر نظریه بود؛ خودم ميدونم!
- خوب ديگه، بسه!
تا بعد... ![]()
پ.ن۱: مرسی از توجهتون به وبلاگ! { مثلا همین که در مورد قالب نظر میدین! } ![]()
پ.ن۲: وقتی کم نظر میدین چطور توقع دارین من زود به زود آپ کنم؟ ![]()
- Author: شاهزادهی اشباح
- Category:
- Post time: 3 بعد از ظهر
- Comments:

